تبليغاتX
خا نه ی ما(افتاب و زمین)
به راستی لمس میکنم دستان خلاقت را و ارزش مینهم به تک تک انگشتانش که فکر و احساست را انتقال میدهد. دوم اردیبهشت مبارک
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 14:55  توسط افتاب و زمین  | 

ارزش مینهم به چنین روزی.چرا که این روز از ان توست و برای من روز مهمیست.تبریک من را که ازاعماق وجودمن است بپذیر.  دوستت دارم این ۲ تا هدیه ی من  که نا قا بل است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 14:37  توسط افتاب و زمین  | 

  • سلام گلک من سلام /من برای تو مینویسم برای تو که با غروب لحظه ها اشنایی / برای تو که هم نفس من هستی /و برای تو که وجودت ا میخته با وجود من است . چشمان من حرفها ی ناگفته بسیار برای تو دارد.شعر هایم /زمزمه های تنها یی هام همه و همه برای توست .و من با تمام وجود تقدیمت میکنم هر انچه از احساس    من باقیست.   / زمین من/ وسعت دلت را ستایش میکنم دوستت دارم <۱۰>
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 21:0  توسط افتاب و زمین  | 

مای لی عزیزم

ای هر آنچه از خوبی ست در جستجویی می توان در تو یافت.

ای آفتاب من، غزلم ، ترانه شعرم ، نگاه کن

                         می بینی قلب کوچکم را که می طپد در واژه واژه نا گفته هایم برای تو

نگاه کن،

           در دور دستها می شنوی ؟

نغمه مردی در بیکرانگی دشت شقایق ها  که می خواند نام تو، به لهجه ای از همیشه تنهاییش

من آن مردم

               که سکوتم را می شکنم

                               و نام پاک تو فریادوار در بلندای آسمان خداوندی می سرایم.

ای بودم

ای هستم

ای آفتابم  بتاب  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 13:36  توسط افتاب و زمین  | 

سکوت سرشار از ناگفته هاست در ان هنگام که میدانم که میدانی هیچ نمی گویم .مرا روزگاری خود افتاب نامیدی.به یاد می اوری؟.شاهزاده کوچولو نامیدمت .چرا که خنده  ات را ستایش میکردم . اما به راستی خود مرا به تکه یخی بدل میکنی .خواستم بر عا لم کوچک دو نفریمان بتابم .اما افسوس........تا زمانی که در باغچه ی خانه ی تو نروییده بودم  گلی بودم .به راستی میا زاری مرا اکنون می خوا هی مرا از خود بگیری و بگویی خاری بیش نیستم....نه /نه نازپرورده ی این دیار من همیشه یک گل نرم . نازک. باقی خوا هم ماند اما همیشه خاری هم خواهم داشت /من منم .................من از تو /از دیار تو/ و از جنس تو نیستم.من منم و تو تو هستی.به راستی حرف ها دارم  ..................................بگذریم مهربان دیگران <به امید روز های بهتر> یا حق افتاب تو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 14:59  توسط افتاب و زمین  | 

سلام نوبهار

نوروز

نو امید

نو فردا

  و نو امروز

آمدی و آمدنت آغازین دوباره ما شد.

                                  سال نو مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 11:3  توسط افتاب و زمین  |