روز جهانی عشق رو به
نازگل بی معرفتم تبریک میگم ممنون که خوشبختم کردی ./ممنون که واسه عشقمون ارزش میدی.............................
دوستت دارم <امشب گلمون غصه داره
شاهزاده کوچولو>


این دوتا هدیه ی فرداست.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 20:51  توسط افتاب و زمین
|
خونمون حسابی خاک گرفته بود. من شروع میکنم و به زندگیمون سلام میدم از همین امروز اما یادت نره من قرار نبود تنهایی ................ >یا حق
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 19:44  توسط افتاب و زمین
|
یادته خودت گفتی ادما نسبت به کسی که اهلیش میکنن مسئولن ؟؟

+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 19:21  توسط افتاب و زمین
|
۵ امین ماه گردمان مبارک
کلی
<
>
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 19:15  توسط افتاب و زمین
|
نازگل من سلام به راستی ۱۸ روز انتظار وبعد نیامدن تو...........دیشب اسمان چشمانم بارانی بود. برایم گفته بودی ۱. تنهام نمیذاری اما.......۲. همه ی زندگیت منم اما............۳. تنها مونست منم اما.....۴. ازم خواسته بودی دردامو بهت بگم منم گفتم اما...............۵.از هیچی نترس تا من هستم اما..............۶. اگه تو مال من بشی به خدا قسم فقط خوشبختت میکنم ...........<گلکم غصه نخور اما امروز که ماه گردمونه اومدم بهت بگم خیلی تنهام گذاشتی..............................یا حق<۱۰>
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 19:6  توسط افتاب و زمین
|
اون صندوقچه یادته؟ تقدیم تو کردم /اما انگار .........................

+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 23:1  توسط افتاب و زمین
|
یادته تعریفم از دوئست داشتن چی بو؟؟ اگه شب و روز خدا دروغ دل و دوست داشتنم دروغ <یا حق>
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 18:11  توسط افتاب و زمین
|
امشب ۱۶ امین شب دوری من و توست. گویی وصال اغاز دوریست. مهربانم/ نازگل من اکنون که برایت مینویسم هوا رعدو برق و طوفانی است. اما تو را غمی نباشد چرا که من همچنان تنهای تنها نشسته ام و نظاره گر قهر کردن های تو. برای ابد به زندگی تو سلام دادم همان چیزی را که از من خواسته بودی فقط نمیدانم چرا اکنون تنهای تنهام؟؟ گلک من باز هم به خانه ی مان امدم همان خانه ای که ماه ها برایش زحمت کشیده بودیم و اکنون امدم با چشم های بارانیم سراغت را بگیرم و بدانم شاه زاده ی قهرمان من که میخواستیم با هم بهترین خونرو بسازیم کجاست؟؟دگر اذامه نمیدهم مراقب گلک من باش <همین>یا حق<۱۰>
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 18:7  توسط افتاب و زمین
|