تبليغاتX
خا نه ی ما(افتاب و زمین)
سلام خانه ی افتاب و زمین کم کم وجود خارجی پیدا میکند. و به واقعیت می پیوندد.<دوستتان داریم>
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 15:16  توسط افتاب و زمین  | 

سلام دوستان وبلاگ نویسی که مایلند همگی روزی جایی همدیگرو ببینیم اعلام کنند. تا یک تیم دوستی خوب پا بگیره.<دوستتون داریم افتاب وزمین
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:0  توسط افتاب و زمین  | 

و من ناراحتم.اری من ناراحتم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 15:28  توسط افتاب و زمین  | 

دوستت دارم
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:50  توسط افتاب و زمین  | 

نمی دانم برای که مینویسم دگر به دنیا شک دارم. اری نازنین شک دارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 22:58  توسط افتاب و زمین  | 

زمین من سلام .مهربانم چند وقتیست به خانه  مان سر نزدیم گویی خیلی خودمان و وجودمان را وقف زندگی کردیم اری من امروز امدم تا دوباره به خانه مان گر مایی ببخشم.خانه ی افتاب و زمین خانه ی احساس ماست.خانه ی خاطرات ما.پس ما هر جا که باشیم .هر چقدر که زندگی درگیرمان سازد. در گوشه گوشه ای از این عالم هستی خانه ای داریم به وسعت عشقمان .خانه ای به پاکی عشقمان و خانه ای به سبزی وجود الله سبزمان..
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:43  توسط افتاب و زمین  | 

دلم میخواهد سا عت ها برایت بنویسم اری عجیب دلتنگم.کجایی تو؟ چرا نیستی؟ اری خنده های بلند من با تو هستم. به کجا سفر کرده ای؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:21  توسط افتاب و زمین  | 

سلام باز هم امدم تا برایتان بنویسم تا باز کمکی دلم را سبک کنم. بگویم کجا هستم /چه میکنم .اری نازنینم من همسفر شاه زاده ی مهربانی شدم و سوار بر  اسبی سفید با هم تازیدیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:14  توسط افتاب و زمین  | 

ادمیان را گناهی نیست دنیا کمکی زمانش طولانی شده است و بر ادمیان سخت میگذرد این چنین است که احساس کردند گویی اخرت هم دنباله روی این دنیا فرا رسیده است و فراموش کردند که اخرتی نیز در پیش است و همچنان میتازند مرکب منیتشان را. وای بر ما ادمیان.وای........................>ادمیان وای از اخرتمان<
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 17:33  توسط افتاب و زمین  | 

امان از بی عزت شدن امان و من به راستی درونم شکسته است اری مهربانم من درونم شکسته است به راستی احساس میکنم که ................................بماند بهترینم بماند درد دلکم بسی سنگین است..بماند  بگذار تا کمکی برایت بگریم......................................................
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 17:53  توسط افتاب و زمین  |